برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری
عادت کرده بودم که تمام کارها را سر پایی و روی کابینت ها تنهایی و تند تند انجام بدهم.مثل پاک کردن برنج و حبوبات و ... . یکی اینکه هم ورزش می کنم و هم کسی یکهو همه چیز را به هم نزند.خلاصه مسابقه محله شر
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری
مدت ها بود که تصمیم داشتم بخرمش!. خواهرم که خرید منم دلگرم شدم. از اینکه برای شستن اون همه ظرف فقط ده لیتر مصرفشه تردید رو گذاشتم کنار
همه میگفتن بوش بخر. اما من دل به دریا زدم و زیروات خریدم که برای شرکت پاکشوماست.
خدا را شکر راضی ام. از خدمات پس از فروششون هم خوشم اومد.
فقط اینکه باورم نمیشه که دیگه هر شب کلی غر نمیزنم : امروز همش پای ظرفشویی بودم !
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری
به گمانم همین حوالی اسفند پارسال بود، که در مورد خوش بودن و اینها و غم نداشتن نوشتم و آخ که دوستان ناجوان مردانه گفتند که دلت خوش است و تو از درد چه میدانی؟!توی ایران هیچ چیزیبدرد نمی خورد و هیچ ند
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری